جنس دستوری در زبان اسپانیایی: مذکر و مونث در زبان اسپانیایی چه کارکردهایی دارد؟

اولین نکته‌ای که در مورد جنس دستوری، باید بدانیم، چیست؟
اولین و مهمترین نکته این است که تقریباً تمام زبان‌ها، جنس‌های دستوری دارند و این تنها از ویژگی‌های زبان اسپانیایی یا دیگر زبان‌های لاتین نیست. اگر می‌بینید زبان‌هایی مثل فارسی یا انگلیسی دیگر جنس دستوری ندارند، این فقط به خاطر مدرن‌تر بودن آنها نسبت به زبان‌های دیگر است. یعنی این زبان‌ها درواقع تاریخ طولانی‌تری نسبت به بقیه زبان‌ها داشته‌‌اند و در دوره‌های قبلی تحول‌شان، بعضی از ویژگی‌های دستوری خود را از دست داده‌اند. مثلاً حتی در بین زبان‌های ایرانی، هنوز زبان‌هایی هستند که جنس دستوری دارد. مثلاً کردی کرمانجی! هرچند که نه به شکل مذکر و مونث، بلکه به شکل جاندار و بی‌جان.
جنس‌های دستوری، علاوه بر سه حالت آشنای مذکر و مونث و خنثی، در بعضی زبان‌ها تا ۲۰ مورد هم ادامه پیدا می‌کند. این طبقه‌بندی‌ها، در بیشتر موارد، شامل ویژگی‌های انسانی هستند، چون احتمالاً اولین مواردی بودند که به ذهن انسان‌های دوران ماقبل تاریخ می‌رسیدند؛ ویژگی‌هایی مثل جنسیت، حرکت، جانداری و ویژگی‌های دیگر. بنابراین مذکر و مونث بودن، صرفاً دو انتخاب ساده، مثل صفر و یک هستند و هیچ‌کدام برتری خاصی نسبت به دیگری ندارد و مهم‌تر از آن به‌هیچ‌وجه نشان‌دهنده جنسیت فیزیکی برای کلمات نیست. در عین حال، در نظر بگیرید که کلمه جنس یا همان gender از کلمه لاتین genus (که ریشه کلمه ژانر هم هست) گرفته شده که در اصل به معنای «نوع» است، بنابراین لزوماً معنای جنسیتی ندارد.
این حالت تنها در موارد محدودی مثل ضمیرهای شخصی سوم شخص یا اسامی اشخاص مونث، مثل زن یا مادر اتفاق می‌افتد که گاهی می‌تواند مثبت باشد. مثلاً در زبان انگلیسی که اساساً، یک زبانِ دارای جنس دستوری طبقه‌بندی نمی‌شود، باز هم سه ضمیر برای سوم شخص وجود دارد ـ‌برای مذکر، مونث و بی‌جان‌ـ که در بسیاری موارد از ابهام جلوگیری می‌کند. شاید دقت کرده باشید که در فارسی که این تمایز وجود ندارد، بارها برای مخاطب کژتابی ایجاد می‌شود، مثلاً وقتی کسی از دوست جدیدی صحبت می‌کند و ما تا چند جمله نمی‌دانیم که این دوست جدید، دختر است یا پسر.
اصلی‌ترین کارکرد جنس دستوری در خیلی از زبان‌ها از جمله زبان اسپانیایی، مطابقه (Concordancia) است. یعنی اسم‌ها در جنس با وابسته‌های اسمی خود، مانند حرف تعریف ـ‌همان نشانه‌های معرفه یا نکره‌ـ یا صفت‌ها مطابقه دارند و یا هروقت در جمله ضمیر یا صفتی به تنهایی بیاید، مشخص می‌شود که به چه اسمی، قبل از خود برمی‌گردد.
به این جمله در زبان فارسی نگاه کنید:
(بهم گفت که خوشحال است.)
در این جمله حتی ضمیر شخصیِ «او» وجود ندارد؛ یعنی اگر ما در فارسی تمایز ضمیر شخصی سوم شخص را داشتیم هم، جنسیت فاعل در این جمله مشخص نبود. حالا به ترجمه همین جمله در اسپانیایی نگاه کنید:
(.Me dijo que está contenta)
در این جمله جنسیت فاعل مونث است، چون صفت contenta به معنی خوشحال، مونث است.
اگر فاعل مذکر بود، از صفت contento استفاده می‌کردیم.

 

 

نویسنده: شقایق پورصالحی
تاریخ انتشار: ۵ ژانویه ۲۰۲۱

فهرست